counter create hit

مطالب مرتبط:

هاشمی: اجازه نمی دهیم هزینه درمان افزایش یابد

وزیر بهداشت : حضور ما در وزارت بهداشت یقیناً به طمع قدرت نبوده بلکه برای ایجاد تغییری بوده که ثمره آن، دستگیری از مستمندان، نیازمندان و افراد کم بضاعت است و تا زمانی که به این هدف آسیب نرسیده باشد، هستیم و تا زمانی که ما هستیم اجازه نمی دهیم اصول اولیه ای که م ...

عواقب امنیتی خشکسالی، کشور را تهدید می کند

دکتر بهروز بهزاد، کارشناس محیط زیست با اشاره به فاجعه بار بودن خشکسالی پیش روی ایران تاکید می کند که در صورتی که خشکسالی رخ دهد مهاجرت های میلیونی را رقم می زند که اگر به منازعه نرسد مناسبات جمعیتی و نیروی انسانی را دستخوش تغییراتی می کند که عواقب امنیتی اش کشور را تهد ...

رئیس اصلاحات: نظام، تمایل به رفع حصر دارد

روزنامه کیهان سخنان سیدمحمدخاتمی در بنیاد باران را منتشر کرد.

گوترش: نگذارید اوضاع سوریه از کنترل خارج شود

دبیرکل سازمان ملل تلفنی با سفرای پنج عضو دائم شورای امنیت درباره مسأله سوریه گفت و گو کرد.

برگزاری همایش آموزشی کارشناسان اطلاع رسانی نمایشگاه کتاب تهران

همایش آموزشی توجیهی کمیتۀ اطلاع رسانی سی ویکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران صبح چهارشنبه بیست و دوم فروردین ماه برگزار شد.

آخرین تمهیدات برای نمایشگاه کتاب سی ویکم

آخرین تمهیدات برای نمایشگاه کتاب سی ویکم

به گزارش جهان نیوز، اولین گزارش «یک هفته با کتاب» سال ۹۷ امروز پنجشنبه ۲۳ فروردین منتشر می شود که ۱۶ خبر را در بر می گیرد. نکته قابل توجه در این گزارش، سهم زیاد خبرهای مربوط به نمایشگاه کتاب تهران است که ۷ خبر را شامل می شود. پس از خبرهای نمایشگاه، ۳ ...

ترامپ: نگفتم کی به سوریه حمله می کنیم

رئیس جمهوری آمریکا امروز (پنج شنبه) در پیام توئیتری دیگری نوشت: هرگز نگفتم چه زمانی حمله به سوریه رخ خواهد داد.

عملی که در ماه رجب تمامی گناهان را از بین می برد

عملی که در ماه رجب تمامی گناهان را از بین می برد

به گزارش جهان نیوز، علامه مجلسى در زاد المعاد فرموده كه از حضرت امير المؤمنين عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : هر شخصی در هر شب و هر روز ماه رجب و شعبان و رمضان سه مرتبه هر يك از حمد، آية الكرسی، قل يأيها الكافرون، قل هو الله أحد، قل أ ...

کمال تبریزی،احمدرضا معتمدی و باشه آهنگر در جشنواره جهانی فیلم فجر

فیلمâهای بخش «فانوس خیال» و «جشنواره جشنواره ها» در سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر معرفی شدند.

روایت حجت الاسلام قرائتی درباره داستانی عبرت آموز از سیره امام کاظم (ع) +فیلم

بُشر بن حافی زمانی که متوجه شد امام کاظم (ع) از مراسم پایکوبی او ناراحت است، پای برهنه به سوی حضرت دوید.

علم الهدی: در اسلام، طب اسلامی نداریم

امام جمعه مشهد با تأکید بر اینکه در اسلام چیزی به نام طب وجود ندارد، گفت: تامین سلامت خارج از تخصص طب با هیچ دعا، ثنا و تمسکی قابل اجرا نیست.

حاتمی کیا: به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم

کارگردان فیلم سینمایی به وقت شام با بیان اینکه به وقت شام را برای مدافعان حرم نساختم و هدفم آشنایی مردم با داعش و مدافعان حرم بود گفت: مدافعان حرم بسیار مظلومند. ...

راه های ارتباطی با بانک مرکزی درباره نرخ ارز

بانک مرکزی ایران به منظور پاسخ به سوالات مردم در خصوص یکسان سازی نرخ ارز، راه های ارتباط با این بانک را اعلام کرد.

ماجرای حساب آیت الله هاشمی رفسنجانی در اروپا

آیت الله هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از جعل یک سند برای بدنام کردن روحانیت پرده برداشته است.

آخرین شب, شهید, پسر

دیدارهای شبانه مادر شهید با فرزندش

گزارش اخبار جهان, شهید محسن بهمن نژاد مرداد ۱۳۴۱ در تهران قرآن. آغاز جنگ به عنوان طرف حق علیه باطل شد و بعد از آن به عضویت سپاه پاسداران درآمد. همچنین شهید بهمن نژاد مدتی نیز در لبنان فعالیت های سه ماه از ازدواج او می گذشت که در نهایت در ساعت ۱۰ اسفند ۱۳۶۴ از طریق فرایند فرد هنوز آماده برای پاسخ ۸ در فائو در هوا و یک گواهی نامه از این گفتمان است. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد شهید محسن بهمن نژاد به گفت و گو با خواهر این شهید بزرگوار ما که در ادامه مطلب: مریم انتخاب شاهدان صحبت و به خصوص برادر خود را و شروع به انواع: سن پیچ خورده بود و تمام خواهران و برادران زیادی با ما مبارزه خواهد کرد و در همان زمان بسیار روابط خوبی با یکدیگر بودیم و قبل از حرف زدن قلب خود را فقط برای من می گویند. بیشتر از تمرکز است که بهبود یافته برای سفارش به حفظ حجاب. از دوران کودکی مهم این است که چادر. بهبود, تابستان, کار., پدر من بر روی دوچرخه خود را خریداری کرده اند. از او می خواستم زمانی که سرکار می رود دوچرخه اش را با خود نبرد، محسن می گفت: تنها به شرطی دوچرخه ام را با خود نمی برم که چادر سر کنی. گاهی در سن کودکی به وی می گفتم من نمی توانم چادر سر کنم، محسن پاسخ می داد: «نگو نمی توانم چادر سر کنم، بگو نمی خواهم.» در مدت ۳۰ سال که از شهادت وی می گذرد یاد ندارم که بدون چادر بر سر مزارش رفته باشم.   شهید محسن بهمن نژاد پروین خواهر بزرگ شهید نیز در خصوص شیطنت های کودکی برادرش اظهار داشت: محسن خیلی درس نمی خواند، ولی در زمان امتحانات با نمره بسیار خوب قبول می شد. هیچ وقت نمره پایین نیاورد. وی همیشه به مریم می گفت: «خیلی درس می خوانی و در آخر ترم نمره خوبی نمی گیری! من شب امتحان درس می خوانم با نمره خوب هم قبول می شوم.» محسن بر خلاف بچه های هم سن و سالش به آن شکل شیطنت نداشت، آن زمان مد بود که پسربچه ها شلوارک می پوشیدند. هرچه به محسن اصرار می کردیم که وی نیز شلوارک بپوشد با وجود سن کمش قبول نمی کرد. وی با اشاره به اولین اعزام برادرش به جبهه بیان کرد: محسن برای نخستین بار به صورت جهادی عازم جبهه شد، دیپلمش را تازه گرفته بود و بدون خداحافظی با اعضای خانواده به مدت سه ماه به عنوان جهادگر در جبهه حضور داشت. وی پس از گذراندن دوران جهادگری به استخدام سپاه پاسدارن درآمد و جزو نخستین افرادی بود که دوره آموزش عالی سپاه پاسداران را طی کرد. در مدتی که محسن در جبهه حضور داشت، برادر بزرگم به عنوان امدادگر به همراه پدرم راهی جبهه شدند و در آن مدت زندگی را بدون وجود هیچ مردی در خانه به سختی می گذراندیم. مریم خواهر شهید رشته کلام را به دست گرفت و گفت: محسن تازه داماد بود که شهید شد، یک روز قبل از آخرین اعزامش به صورت اتفاقی صدایش را از طبقه دوم خانه شنیدم. پشت در اتاق رفتم و دیدم که بر سر سجاده نمازش نشسته و در حال گریه کردن و راز و نیاز با خداست و گفت: «خدایا من تازه ازدواج کردم و در راه دفاع از کشورم باید به جبهه بروم بر سر دو راهی مانده ام، راه را نشانم بده.» همان لحظه تنم به لرزه درآمد می دانستم که دیگر برادرم را نمی بینم و یقین پیدا کردم که محسن شهید می شود. در اعزام های قبلی اش چندین بار در عملیات های مختلف مجروح شده بود. در جزیره مجنون مجروح شده و یک رزمنده مجروح دیگر را نیز با وجود جراحتش بر روی دوش گرفته و به عقب آورده بود، حدود یک ماه در بیمارستان بستری شد، همرزمانش محسن را با نام شهید زنده صدا می کردند. ولی با دیدن صحنه راز و نیازش با خدا به دلم افتاد که این بار محسن شهید می شود. وی با اشاره به نحوه شهادت برادرش ادامه داد: قبل از شروع عملیات فاو بود که تماس گرفت و گفت پیروزی مان نزدیک است. با شور و اشتیاق تعریف می کرد که حدود ۷۰ تا از هواپیماهای عراقی را مورد هدف قرار داده ایم. ساعت ۱۱ همان شب همراه یک موتور سوار برای شناسایی به منطقه می رود که ترکش خمپاره به گردن محسن اصابت می کند و به شهادت می رسد و بعد از چند ساعت که از وی خبری نمی شود همرزمانش به دنبالش می روند و با جنازه اش روبرو می شوند و وی را به عقب بازمی گردانند. خواهر شهید افزود: خدا را شاکر هستیم که محسن مفقودالاثر نشد و پیکرش را برای تسلی خاطرمان آوردند. بعد از گذشت ۳۰ سال هر زمانی که همسر برادرم را می بینم احساس شرمندگی می کنم. با خود می گویم خدایا این دختر از زندگی مشترکش خیری ندید. زندگیشان بسیار کوتاه بود. ۱۴ آذر عروسی شان بود و ۱۴ اسفند ماه برادرم به خاک سپرده شد. پروین خواهر بزرگ شهید تصریح کرد: دوست ندارم زمان خاکسپاری محسن را به خاطر بیاورم و حتی علاقه ندارم عکس های تشییع جنازه اش را ببینم، هر زمان که محسن را تصور می کنم عکس های دامادی اش به ذهنم می آید و نمی توانم جلوی اشک هایم را بگیرم. گاهی با خود می گویم چطور فرزندان مدافعان حرم به معراج الشهدا می روند و پیکر پدرشان را می بینند. مریم در ادامه صحبت های خواهرش گفت: شب گذشته عکس های محسن را نگاه می کردم، اشک هایم سرازیر شد. پسرم گفت مادر بعد از ۳۰ سال دلت برای دایی محسن تنگ می شود؟ به او گفتم باید جای من باشی تا باور کنی که چطور دلم برایش تنگ می شود. محسن بسیار پسر عاقلی بود و بیشتر از سنش درک داشت در زمان شهادتش ۲۳ ساله بود، ولی وقتی به عکس هایش را نگاه می کنم ۴۰ ساله به نظر می آید. وی افزود: جوانان آن دوره برای آرمان ها و باورهایشان راهی جبهه شدند. محسن هم از این امر مستثنی نبود، خوشحالم که محسن به هر آن چه که آرزویش را داشت، رسید؛ ولی یقین دارم اگر شهید نمی شد از وضعیت فعلی جامعه راضی نبود؛ زیرا آنان برای این اهداف به جبهه نرفتند، وی بسیار انقلابی بود، در همه راهپیمایی ها شرکت می کرد و نوه ها و بچه های خواهرانم را همراه خود می برد. به او می گفتیم بچه ها سن کمی دارند و توان راهپیمایی ندارند، عقیده داشت اگر از کودکی به راهپیمایی نیایند فعالیت های انقلابی را یاد نمی گیرند. پروین خواهر بزرگ شهید اذعان کرد: هر اتفاقی در خانه برایمان پیش می آید و از همه جا ناامید می شویم، بعد از خدا به محسن متوسل می شویم، محسن پاسخمان را می دهد و نجاتمان می دهد. پس از شهادتش به خواب همسرش آمده و گفته بود در مراسم ختمم نظاره گرتان بودم و هرشب به دیدار مادرم می روم، شما مرا نمی بینید، ولی من همیشه به دیدارتان می آیم. مریم خواهر کوچک شهید بیان کرد: به خاطرم می آید یک روز محسن از جبهه به مرخصی آمده بود و همراه خود کوله پشتی خونی آورده بود، مادرم که فکر می کرد، کوله اش کثیف است آن را شست، محسن که به خانه بازگشت و کوله را شسته شده بر روی طناب حیاط دید خیلی ناراحت شد و گفت این خون همرزم شهیدم بود که بر روی کوله ام ریخته شده چرا آن را شسته اید. پس از شهادتش وصیت نامه اش را در بین وسایلش پیدا کردم، محسن در وصیت نامه اش نوشته است: «فرزندانتان را همانند حضرت علی (ع) تربیت کنید و خودتان نیز همانند حضرت زینب (س) باشید.» همیشه سفارش می کرد که رانندگی کردن را بیاموزم و می گفت زن ها باید هر مهارتی را آموزش ببینند. وی در پایان با اشاره به مدافعان حرم خاطر نشان کرد: همیشه من به پسرانم می گویم اگر خدایی نکرده در کشور جنگ شود باید برای دفاع از کشور به جبهه بروید و اگر مادران این اجازه را به فرزندانشان ندهند پس چه کسی از این مرز و بوم دفاع خواهد کرد. اگر شهدای مدافع حرم به سوریه نمی رفتند در حال حاضر باید در کشور خودمان جنگ می کردیم. هرچند که گاهی عکس فرزندان مدافع حرم را می بینم، گریه می کنم، ولی آنان رفتند که ما سرهایمان را با خیال راحت بر روی زمین بگذاریم. ناملایمت هایی با خانواده های مدافعان حرم می شود، که آن زمان نیز با ما هم همین رفتار می شد، از خدا می خواهم که هیچ جنگی در جهان صورت نگیرد. منبع: دفاع پرس